نبض زمان آرام می تپد روزی کودکم خواهد آمد

سال 1395 مبارک

سال    1395     یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال     ای دگرگون کننده ی قلب ها و چشم ها ای گرداننده و تنظیم کننده ی روزها و شب ها ای تغییر دهنده ی حال انسان و طبیعت حال ما را به بهترین حال دگرگون فرما       ...
29 اسفند 1394

تولدم .....

    دی ماه     من زاده ی ماه دی ام ..... همزاد مردم صد رنگ زاده ی مهرو آبان نیستم من از شهر خرداد و تیر فرزند آفتاب سوزان نیستم خالی از رنگ و ریا اهل حرف فراوان نیستم من زاده ی فصل سپیدم مثل برفم پر امیدم مثل شهد شرین شرابم مست مستم بی نقابم من اهل شادی و شورو عشقم عاشق ساقی و جام و می ام من عاشق برف سفید زاده ی ماه دی ام .....     سلام عزیزم امروز 20 دی 1394 ...
20 دی 1394

خسته ام خسته .....

  همه ، مرا با خنده های بلند می شناسند ! اما ..... این بالش بیچاره ، چه می کشد با گریه های بی صدای من .....       سلام گلم خوبی ؟ یه مدت نتونستم بیام برات چیزی بنویسم ، شرمنده عزیزم ..... ثانیه ها گذشتن و تبدیل به دقیقه ها و ساعت ها شدند ساعت ها گذشتند ، روزها و هفته ها هم گذشتند ماه ها گذشتند و تبدیل به سال شدند این همه انتظار ..... این همه چشم به راه بودن ..... و این همه نگرانی ..... با چشمانی اشکبار و دلی پر درد مینویسم مینویسم از نیومدنت...
17 دی 1394

یلدای 1394

  یلدا   از واژه هایی است که یک جور نوشته می شود ولی چند جور خوانده می شود ! گاهی کشیده و بلند ..... گاه خواب آلود ، آنچنان که گویی چشمهای تو را نفس می کشد ! گاهی بمانند یک احساس ، و خواندنش ! و گاه مانند احساسی خالی از هجاهای بی سر و ته ..... گاهی چندین و چند حرف و تصویر و خاطره در آن خوابیده است ..... و گاه تنها تصویر یک شیشه ی بخار گرفته در سرما ، که حالا پشت آن می نویسم : « یلدا » همان واژه ای که چند جور خوانده می شود ...
1 دی 1394

سخت است ..

  سخت است حرفت را نفهمند ،    سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند ،   حالا میفهمم ، که خدا چه زجری میکشد   وقتی اینهمه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ ،   اشتباهی هم فهمیده اند .     ...
18 آذر 1394

.....

    گاهی نه آشنا درد را می فهمد ، نه حتی صمیمی ترین دوست !! گاهی باید " تنهایی " ، درد را فهمید !! تنهایی ، خلوت کرد !! تنهایی ، آرام شد !! و تنها خدا میداند ..... چه می گذرد در دلت ..... !!!!!       ...
11 آذر 1394